تبليغاتX
معماری نفـــار

 

معماری ، هنر و زيبـايي شناسي

 

معماری نفـــار

 

لوگو


Nefar Architecture


آمار وبلاگ

Website Hit Counters



 

 

Professional Ethics in Architecture and Urbanism

كار كردن در اجتماعي كه منظم و سيستماتيك است و روابط شفاف بين عوامل آن وجود دارد باعث آسودگي خاطر هريك از عوامل و بهره وري در كار خواهد شد اما اين عوامل در همه جا يكسان عمل نمي كنند. مثلا شايد در سازمانها و ادارات بتوان آن را تا حد مطلوبي پيش برد ولي آيا در محيط باز و گسترده بيرون و در ميان پيشه (حرفه)هاي گوناگون و رابطه با كارفرما و مشتري مي توان اين نظام مندي را به نحو مطلوبي داشت؟شايد بشود گفت كه اين نظم را با قانون مي توان بوجود آورد ولي بوسيله قانون تا چه حدي مي توان در مسائل ريز شد؟ علاوه بر آن در پيشه هاي هنري اين نظام چگونه برقرار مي شود و حد و مرز آن چگونه است؟ همه اين مباحث التزام وجود نظامي چون نظام اخلاقي را از گذشته در ميان حرفه مندان بيشتر كرد.

در اخلاق

انگيزه هاي اصلي انسان بر دو پايه « سود » و « ارزش » قرار دارند. اولي انسان را در برابر سود و منفعت طلبي و طمع قرار ميدهد و حركت انسان را به سمت بقاء خويش، تامين زندگي و تداوم نسل تبيين مي كند و دومي حركتي است كه انسان را از ساير موجودات جدا مي كند و بر پايه ي پرستش و ترس است. اينجا به صورت آگاهانه از سودهايش دوري مي جويد و در برابر آن مقاومت مي كند. رفتار و تجليات روحي او ديگر در طبيعت با هيچ قاعده اي سازگار نيست.

اخلاق را مي توان مجموعه اي از ارزشها تعريف كرد. اگر اخلاق را بعنوان روبنا و پيامد شكل گرفته از يك زيربنا بدانيم، مسئله اخلاق در امروز و گذشته از نظر زيربنايي تفاتهايي دارد. انساني كه فارغ از قيد هاي ديني است خود را آزاد مطلق مي داند؛ يعني خود را تحت نظر نمي داند، بلكه ناظر است و موجود آزاد خودآگاه (1). از اينجا بحث اخلاق بعنوان موجوديتي واحد در كنار زندگي و مانند ابزاري كه هرگاه نياز به آن باشد، از آن استفاده مي گردد، مطرح مي شود. اين نگرش با انديشه هاي افرادي چون نيچه و سارتر كه مي گويد: در آسمان كسي نيست و خبري نيست، قوام مي يابد و جهان بيني پوچي را كه همه حركات جهان را بيهوده تلقي مي كند و هر گونه فعاليتي را آزاد مي داند، تسري مي بخشد و تا جايي ادامه دارد كه نيچه هر گونه عمل اخلاقي را مردود مي داند و قائل به نوعي جبر اجتماعي است.اخلاق با اين ويژگيها ديگر زيربنايي ندارد و پوشالي است. و هنر برخاسته از آن رها و بي هدف است و از همينجا تفكر اگزيستانسيالي و اپيكوري هنر براي هنر شكل مي گيرد. اين تفكر از زبان كروچه به صورتي ديگر بيان شده است(2).

اين در حالي است كه همه مذاهب گذشته در درون خود بحث اخلاق را بعنوان ضروريتي ديني عنوان كرده اند و حتي ادياني مانند زرتشتي بر اساس نظام اخلاقي شكل گرفته اند. روبنايي كه بدين صورت از زيربنايي فوق مادي و ماوراء طبيعي بدست مي آيد تكيه گاه امني دارد كه قائلين به آن ايده آل خود را در ميان جامعه نمي جويند و هنر بوجود آمده از آن زيربنا، هنر متعهد ماورايي و يا آرماني (يوتوپيايي) خواهد بود.

اخلاق حرفه اي در معماري و شهرسازي

هنرمندان انسانهايي هستند كه با ديد بازتري به جامعه و روند تحولات آن مي نگرند.ايجاد خطوط ذهني و فكري و ترسيم ابعاد جديدي براي زندگي بهتر انسانها بر عهده آنهاست.

اما براي بررسي حرفه معماري و وجود نگرش اخلاقي در آن عوامل خارجي ديگري نيز در آن دخيل هستند كه جداي از اين حرفه نيست. ساخت خيلي از ساختمانها امروزه بدست بساز و بفروشهاست و نظارتي بر ساخت و پيامدهاي آن نيست و در اغلب موارد خود سازنده نيز در آن زندگي نخواهد كرد. لذا در اينجا اخلاق بساز و بفروشها مد نظر قرار مي گيرد كه غالبا از قشر معماران نيستند.

معمار و كارفرما: همه ما براي پيشبرد درست كارهايمان به متخصص آن مراجعه مي كنيم. وقتي كارفرما براي انجام كاري به معمار رجوع مي كند، در واقع معمار را مسئول زواياي تاريكي مي داند كه خودش توان ديدن آن را ندارد.

شايد مهمترين دليل انحراف از اخلاق حرفه اي مسئله مادي باشد كه اين مستقيما به خود معمار بر مي گردد؛ به اخلاقيات او ، توقعاتش و تعبير او از چگونه زيستن. اين مسئله آنقدر قدرتمند هست كه خيلي از معماراني كه در ابتداي كار حرفه اي خود را به اصول اخلاقي پايبند مي دانستند، در ادامه راه ديگر را برگزيدند چرا كه مسئله اقتصاد از مهمترين مسائل جوامعي مثل جامعه ماست و مقاومت در برابر اين پديده كار چندان ساده اي نيست.

معمار و اثر معمار: هر اثر هنري اي مي تواند مورد اقتباس و ايده دهنده اثري جديد باشد. اين كار شيوه اي است براي نشان دادن حالتي جديد، نگرشي نو و يا قدرت هنرمند. مانند كار مهندس سيحون در بناي آرامگاه بوعلي سينا همدان با انشائي تازه از بناي برج قابوس. و يا نسخه برداري ونگوگ از روي پرده هاي نقاشي دلاكروا به خوبي آشكار مي دارد كه چه خصوصياتي از آن آثار اصلي را فدا ساخته است تا جنبش موزوني را كه خصيصه ممتاز نقاشي خودش است بوجود آورد (3). تا اينجاي كار مشكلي وجود ندارد؛ علاوه بر اينكه به اثر معماري خدشه وارد نمي شود، موجب پيشرفت معماري  نيز هست. اما گاهي شاهد گرته برداري جزء به جزء برخي آثار معماري هستيم كه باهر زمينه ي اخلاقي اي كه بسنجيم جور در نمي آيد. مورد ديگري كه وجود دارد بچنگ آوردن كار دفاتر و مهندسان ديگر با دستمزد بسيار پايين يا تبليغات نادرست است. اين عمل علاوه بر لطمه زدن به نهاد جامعه مهندسي به كيفيت آن هم آسيب ميرساند؛ چون معمار ديگر تعهدي در اجراي صحيح كار تا پايان آن بخاطر دستمزد پايين آن ندارد.

 

delacroix_samaritaan       good_samaritan

    سامره ای نیکوکار - دلاکروا                                       سامره ای نیکوکار - ونگوگ

تعهد اخلاقي معمار و شهرساز هنگامي بيشتر مي شود كه آنها بعنوان قشر مسئول در حركت جامعه، نوعي اغتشاش در اين روند مشاهده كنند. همان اغتشاشي كه بطور مثال نماهاي شهري ما را در خود درگير كرده است.


براي ضيافت يازدهم به ميزباني حسام عشقي صنعتي
-------------------------------------------------------------

(1) زيبايي شناسي و ذهنيت از كانت تا نيچه– اندرو بووي- ترجمه فريبرز مجيدي- فرهنگستان هنر – صص 566 تا568
(2) كليات زيبا شناسي – بندتو كروچه– ترجمه فؤاد روحاني- صص 59 تا 63
(3) معني زيبايي- اريك نيوتن – ترجمه پرويز مرزبان- ص 238
ساير منابع:
- حقيقت و زيبايي- بابك احمدي- چاپ يازدهم- نشر مركز
- مجله معمار شماره 31- اخلاق در حرفه ي معماري- قاسم گرانطبع
- اسلام شناسي- دكترعلي شريعتي- سال انتشار ؟

 


لينک ثابت | >
وحيد ابراهيم زاده
V.Ebrahimzade
  ,m

چيزي كه از نظر من جذابيت موضوع «معرفی و نقد یکی از آثار معماری معاصر ایران» را زياد مي كند ،جاري بودن آن در زمان حال است و اين بينش كه مي توان تقريبا تمام ابعاد آنرا مورد بررسي قرار داد. مي گويم تقريبا، چون برخي از وجوه آن منتسب به آينده است و معمار برخي از انديشه هاي خود را در طرح نهفته مي كند تا بعدا به ظهور برسند و يا كارايي ساختمان عمر بيشتري داشته باشد. اين يك نوع آينده نگري و يا ميل به تداوم و جاودانگي در هر اثر هنري است.

اما نكته اينجاست كه شروع تاريخ معماري معاصر كشورمان را از چه زماني بدانيم. اين نكته گستره اين بررسي و شيوۀ برخورد با آن را برايمان تعيين مي كند. بناي ساختمان شمس العماره ، اولين بناهاي ماركف در ايران و پهلوي اول ، شروع پهلوي دوم ،سال ۱۳۳۲ و دوران جديد اقتصاد و ساختمان در ايران(1) و يا انقلاب اسلامي در ايران ، هر كدام ميتوانند مبدا معماري معاصر ـ با تاكيد بر كلمه معاصر ـ در ايران باشند.

به هر روي واكاوي اين پديده در اين نوشته نمي گنجد. اما با توجه به تغيير و تحولات اساسي در صنعت ساخت از طرفي و نوع نگرش و بينش و ظهور فلسفه هاي جديد در چند سال اخير از طرف ديگر ،نوع ساخت وجلوه هاي بيروني معماري بكلي دگرگون شده است و دامنه زماني معاصريت به تبع آن كاهش يافته است گو اينكه حتي قويا آثار مثلا چهل سال پيش امروزه ديگر به آن صورت ساخته نمي شدند.

براين اساس براي بررسي يك ساختمان معاصر از حال شروع مي كنم:

پروژۀ « پرديس سينمايي پارك ملت » از جديدترين پروژه هاي ساخته شده در ايران و كار «مهندسان مشاور حركت سيال» است كه طراحان آن رضا دانشمير و كاترين اسپريدونف هستند و رتبه اول جايزه معمار ۱۳۸۷ در ساختمانهاي عمومي را بدست آوردند.

پرديس سينمايي پارك ملت

دانشمير از جمله معماران خوش فكر و خلاقي است كه با موضوعات مختلف معماري ،آثار جديدي را از خود به نمايش مي گذارد و اصولا سعي دارد انديشه زمان حال را در آثارش منعكس سازد(2). ساختمان پرديس سينمايي پارك ملت از جمله ساختمانهايي در ايران است كه كيفيت بالايي در طراحي و ساخت دارد.بگفته استادي «پرزانته ادامه روند طراحي است» و ميتوان گفت اجراي خوب ادامه روند يك طرح خوبست.

پرديس سينمايي پارك ملت

اين ساختمان در ضلع جنوبي پارك قرار دارد. در اولين برخورد با ساختمان يك حجم بزرگ عميق را مي بينيم كه آسمان را در خود منعكس مي كند. ايجاد شفافيت و عمق توسط شيشه يك فضاي سيال را با توجه به فرم طرح ايجاد كرده است. اين فرم متواضع و ظاهرا درگير با طبيعت اطراف ،چنگالهايش بريده شده است و پيوند نا گسستني اي كه بايد اين ساختمان داخل پارك، با آن داشته باشد و جزيي از بدنه آن باشد ،را ندارد.و اين از آن يك فرم مونومنتال و مجرد  يا بعبارتي تك زيست ساخته است كه ديوارهاي يكنواخت و صاف جانبي اين نقش را بخوبي ايفا مي كنند و اين اتصال ممكن بين فضاي واسط و پارك را برش مي زنند. و چنين تداعي مي كند كه اگر ساختمان در جاي ديگري واقع ميشد ، خدشه اي به آن وارد نمي آمد.

پرديس سينمايي پارك ملت

اين بنا هرچند كه نقش يك ورودي شاخص به پارك را در محوريت خود بخوبي ايفا مي كند ولي در عملكرد دروني خود، در ورودي گنگ است. معمار ساده ترين راه را براي آن انتخاب كرده و آن ادامه مسير رفت و برگشتي شيبراهه (رمپ) است كه به ورودي ختم مي شود.شايد بشود گفت كه از نظر ساختاري درست است ولي نتيجه آن طرح را مخدوش و شتابزده كرده است.

با همه اينها آنرا بنايي مي دانم كه در وجه بين پارك و شهر خوب عمل كرده و اصطكاك آندو را نرم و لطيف كرده است و مي توان آنرا نقطه مياني تكنولوژي و طبيعت ـ بزرگراه و پارك ـ ناميد.

مورد ديگر قاب بندي شيشه هاست كه بصورت موازي انجام شده و احتمالا بخاطر اينكه اجراي آن مستلزم هزينه بيشتري ميشد اجراي آن ساده شده است ولي معمار با ايجاد خطوط الحاقي پر رنگ براي تاكيد بر فرم مورد نظر، روي بدنه شيشه اي آنرا اصلاح كرده است.

پرديس سينمايي پارك ملت

استفاده از شيبراهه (رمپ) در سرتاسر ساختمان و ايجاد سطوح پيوسته و طراحي وويدهاي متوالي ، تداوم ، يكپارچگي و زيبايي داخلي آنرا افزوده است.

قرارگيري نيمي از ساختمان در زير زمين ، فضا سازي بسيار مطلوب، هماهنگي كامل سازه و معماري ، قرار گيري رستوران در بالاي ساختمان براي ايجاد يك ديد بصري مطلوب به پارك و نيز اجراي خوب آن از مشخصه هاي بارز اين بنا بشمار مي رود.

پرديس سينمايي پارك ملت

يكي از نكات مهمي كه بشخصه براي من اهميت دارد، بحث هويت با تعابير مختلف آنست.هرچند که خود طراح، معماری را یک حرکت رادیکال می نامد و معتقد به ابداع فکر معمار است اما باید توجه داشت که معماری یک جریان مداوم و پیوسته است و در واقع اگر جهشی در آن اتفاق می افتد ،از هوا وارد آن نمی شود. دوم اینکه خود معمار در این اثر هیچ بدعتی انجام نداده تا در راستای نظر خود حرکت کند و اینگونه بناها را با کیفیات بهتر در جای جای جهان میتوان دید. شايد بتوان هویت را در وجه دروني يك اثر   (۳) ،بنا به تقسيم بندي آقاي دانشمير قرار داد. اما در اينجا ما آنرا نداريم ،هرچند كه ميشود روي آن حرفهاي زيادي گفت از جمله اينكه ميتواند يك كوشك دوطرفه باشد با ايواني مدرن و... ولي بنظر نمي آيد كه طراح در روند طراحي مسئله هويت را دخيل كرده باشد و از طرفي اين بنا هيچ وجه شاخص ملي ندارد و اين تفاسير را در مورد خيلي از بناهاي غير ايراني هم ميشود گفت كه تناقضي آشكار است.

 

براي ضيافت دهم به ميزباني زروان

 ------------------------------------------------------------------------------------------------

۱- تحول معماري در ايران در سالهاي۱۳۲۰-۱۳۵۷،عبدالعزيز فرمانفرمائيان،مجله معمار شماره ۲۵،تير ۱۳۸۳،ص ۱۲۹

۲-«معماري طرح مسئله فضا وآن عبارتست از ساختاري يكپارچه وجامع كه هم دربر گيرنده وسازمان دهنده كليه مسائل پروژه و هم در عين حال شكل دهنده انديشه زمان حال است.»
تئوری در نقد پایانه یوکوهاما، رضادانشمیر،مجله معمار شماره 19،زمستان ۱۳۸۱، ص 23

۳- نشستي درباره طراحي خانه در ايران،فصلنامه آبادي شماره ۵۵ ،تابستان۱۳۸۶،ص ۱۲۵

 


لينک ثابت | >
وحيد ابراهيم زاده
V.Ebrahimzade
  ,m
چهارشنبه 30 آبان1386 « ضیافت معمارانه

 

ضیافت معمارانه

 

خانه از ازل تا ابد با معماری عجین بوده و خواهد بود و هر معماری با این موضوع از آغاز کار حرفه ای درگیر است هیچوقت نمی توان گفت که مسئله ی خانه حل شده است. همواره برای اندیشیدن و پیدا کردن راه حل های جدید موضوع و بستر تازه ای است و نیاز به مطالعه و کنکاش در آن همواره وجود دارد ...

 

ضیافت ۲ در منزل محمد رضا شیرازی برگزار می شود .اینجـــا

 

 


لينک ثابت | >
وحيد ابراهيم زاده
V.Ebrahimzade
  ,m

 

سايت معماران


A
Alvar Aalto
Allied Works
Emilio Ambasz and Associates, Inc.
Amoretti Calvi
Paul Andreu
Jun Aoki
Archigram
Asklund & Jansson
Asymptote Architecture
 

B
Behnisch, Behnisch & Partner
Benson-Forsyth
Berger+Parkkinen
Ricardo Bofill
Mario Botta

C
Yung Ho Chang
Santiago Calatrava
Coop Himmelblau
Cruz-Ortiz
 

D
Diller + Scofidio

E
Edge Design
Eisenmann Architects
Erick van Egeraat Ass.
Arthur Erickson
Ralph Erskine

F
Frederick Fisher and Partners
Foster and Partners
Fox & Fowle Architects - Home Page
Fuksas
Future Systems

G
Gigon / Guyer
GMA Gluckman Mayner Architects
Michael Graves & Associates
Nicholas Grimshaw & Partners
Gwathmey Siegel & Associates

H
Zaha M Hadid
HHPA
Zvi Hecker
Heikkinen-Komonen Architects
Hodgetts & Fung
Hans Hollein
Steven Holl Architects

I
Toyo Ito
 

J
 

K
KHR AS Arkitekter
Josef Paul Kleihues
Koning Eizenberg Architecture
Kisho Kurokawa Architects & Associates

L
Lab architecture
Henning Larsen Tegnestue
Vilhelm Lauritzen Arkitekter
Juha Leivisky
Daniel Libeskind
S?ren Robert Lund Arkitekter
Lunde & L?vseth Arkitekter AS
Lundgaard & Tranberg
 

M
Machado and Silvetti Associates
Maki & Associates
MAP Arquitectos
Mecanoo
Medplan Arkitekter
Michael McDonough
Richard Meier & Partners
Vlado Milunic
Miralles/Tagliabue
Moore Ruble Yudell
Morphosis
Eric Owen Moss 
Murphy/Jahn, Inc. Architects
Murray + Dunlop
MVRDV
C.F.M?ller
 

N
3xNielsen
Enrique Norten
Jean Nouvel
Richard Neutra
 

O
OMA
 

P
I. M. Pei
Cesar Pelli & Associates
Dominique Perrault
Renzo Piano Building Workshop
Plot
Polshek Partnership Architects
Christian de Portzamparc
Antoine Predock Architect
PTW
Pugh + Scarpa
 

R
Reiser + Umemoto
Kevin Roche John Dinkeloo
Richard Rogers Partnership
RoTo Architects

S
Moshe Safdie and Ass.
SANAA
Saucier + Perrotte
Schmidt, Hammer & Lassen
Alvaro Siza
Skidmore Owings & Merrill, LLP
Paolo Soleri. Arcosanti
Sn?hetta
Philippe Starck
Randall Stout Architects Inc.
Studio Granda 

T

Takamatsu Architects
Trhamzah-Yean
Bernard Tschumi Architects

Jafar Tukan & Partners
TWBTA

U
UN
Utzon Architects
Kim Utzon Architects
(In Danish only)

V

Vandkunsten
Venturi, Scott Brown & Associates
Rafael Vi?oly Architects

W
Makoto Sei Watanabe
Ellis Williams
Tod Williams Billie Tsien ()
Wing?rdh Arkitektkontor

Z
René van Zuuk
 

 


 

Lorianne ? delink? sounds painful

.نقل مطلب باذكر منبع بلامانع است
Copyright © 2006 Design by V A H I D /www.Arch84.Blogfa.Com